نویسه جدید وبلاگ

ولادت (یلدا) خورشید (مهر) رو تبریک می گم.

خیلی وقت بود که مطلب نذاشتم یعنی وقت نشد این ترم کمی واحد زیاد برداشتم البته تا حدی مجبور شدم، وگرنه اگر به اختیار خودم بود کمتر واحد بر می داشتم و بیشتر مطالعه می کردم . اما خوب ترم هم تموم شد و کمی می شه استراحت کرد و مطالعه کرد.  می خواستم کمی در مورد یلدا برای شما مطالبی رو بنویسم. ابتدا سعی کردم با مطالعه مطلب بذارم اما گویا تنبل شدم و مثل دانشجوها اول رفتم سراغ اینترنت (بچه ها رو من تاثیر گذاشتن) و جالب بود بیشتر سایت ها مطلب ویکی پدیا رو کپی کرده بودند، خوب بگذریم به شما هم پیشنهاد می کنم که شما هم اگر دوست داشتید همون سایت اصلی (ویکی پدیا) رو بخوانید.
دیروز (پنج شنبه) ظهر دانشجو های مدیریت جهانگردی و هتلداری مازیار هم پیشاپیش تولد خورشید رو به جشن نشستند. با اینکه زمان کم بود اما برنامه خوبی بود و از تک نوازی دف خانم یگانگی تا صحبت در مورد آداب و رسوم این شب در شمال ایران، همه همه خوب بود.
تو این مراسم با خانم آلن توکلی آشنا شدم. ایشان فنلاندی هست و گویا 50 سالی در ایران زندگی می کنند. بیشتر فعالیت ایشان در مورد حفاظت از پرندگان مهاجر سیبری است که به منطقه مازندران مهاجرت می کند. موضوعی که من خیلی برام جالب بود. باید در این زمینه (حفاظت از پرندگان مهاجر) کار فرهنگی انجام داد.
اگر هم وقت کردید به بازار فروش پرنده در فریدونکنار بروید متوجه می شوید من چه می گویم. و البته خانم توکلی در اون مراسم در مورد احترام به پرنده در غرب و در ایران چه می گفت.






نویسه جدید وبلاگ

از مه میترا تا بابل

مقاله دانشجوی خوبم مسیح با عنوانی که در بالا به آن اشاره کردم را از طریق لینک زیر می توانید مستقیم دریافت کنید.

http://www.anthropology.ir/node/19573

این مقاله در مورد شهر بابل است از وجه تسمیه تا جایگاه این شهر در منابع مکتوب می باشد.






نویسه جدید وبلاگ

دیشب در گشایش مراسم بنیاد فرهنگ مهر آمل (مرکز آمل شناسی) بسیاری از مسولین و شخصیت های سیاسی و فرهنگی استان حضور داشتن اما من از حضور یک نفر خیلی لذب بردم و باعث افتخارم بود که یک بار دیگه در محفلی باشم که استاد کیوس گوران شعر بخونه بنابراین اگر افرادی که ایشون رو نمی شناسن که بعید هستو لوی من مطالبی از زندگی نامه ایشون و کار های و مجوعه شعر هاش رو براتون قرار دادم الته مطالب از سایت طبرستان آنلاین می باشد

توصیه می کنم به دوستان که در قسمتی که مربوط به آثار ایشون هست مطالعه کنید آثار ایشون رو تهیه کنید و حتما گوش کنید.


کیوس گوران اوریمی معروف به کیوس (۷ خرداد۱۳۱۷هجری شمسی برابر با ۲۸ می ۱۹۳۸ (میلادی) در اوریم ِسوادکوه، مازندران، ایران) شاعر، نویسنده، خواننده و روزنامه‌نگار تبری است. وی پایه‌گذار شعر انتقادی و اجتماعی مازندرانی در عصر معاصر است. کیوس در خانواده‌ای به دنیا آمد که پدرش میرزداش نام داشت و از مخالفان حکومت پهلوی در مازندران بود و در دوران کودکی کیوس گوران، پدرش به عنوان زندانی سیاسی بود.
وی پس از گذرندن تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در مازندران، به تهران کوچید و برای گرفتن مدرک پزشکی در تبریز امتحان داد که مردود اعلام شد. سپس جلوی ادامهٔ تحصیلش را گرفتند و گفتند که تا ۱۰سال نمی‌تواند درسش را ادامه دهد. برهمین اساس به هلند رفت ولی پس از مدتی اعلام شد که وزارت علوم مدرک صادر شده از دانشگاه هلندی را هم قبول ندارد. کیوس گوران نیز به ایران بازگشت.


کار مطبوعاتی را با روزنامهٔ اقتصادی بورس در تهران شروع کرد و سپس به روزنامهٔ تهران جورنال، که روزنامهٔ انگلیسی‌زبان موسسهٔ اطلاعات بود، کیوس گورانرفت. پس از مدتی محرمعلی خان (مأمور سانسور ِاخبار در زمان پهلوی دوم) از انتشار نویسه‌های وی در روزنامه‌ها جلوگیری نمود، همچنین پس از مدتی مجبور به ترک تحصیل شده و شغلش موجب گشت که به جنوب کشور برود.

وی هم‌اکنون به زبان‌های مازندرانی و فارسی شعر می‌گوید و تاکنون سه آلبوم با نام‌های «مازرون»، «مازرون۲» و «چل سال عاشقی» منتشر نموده‌است.

کیوس گوران به موازات سرایش شعر، همکاری مطبوعاتی را جدی‌تر با نشریات محلی مازندران ادامه می‌دهد و سرمقاله‌های برخی هفته‌نامه‌ها را می‌نویسد. وی بر اثر بیماری گوش-مغزی، ناشنوا شد و هم‌اکنون به کمک لب‌خوانی با دیگران ارتباط کلامی دارد.

زندگی
کودکی و طی‌نمودن تحصیلات
کیوس گوران اوریمی در تاریخ ۷ خرداد۱۳۱۷هجری شمسی برابر با ۲۸ می ۱۹۳۸میلادی در اوریم سوادکوه در استان مازندران به دنیا آمد. نام کیوس که نامی تبری است، از روی پسر نخست ِقباد ساسانی و سردار خشایارشاه گرفته‌شده[۴] که سرسلسلهٔ دودمان باوندیان تبرستان می‌باشد. گوران (نام خانوادگی او) نیز از کلمه گبران برداشت‌شده که در اثر مرور زمان تغییر یافته به گوران. گبران به معنی زرتشتیان است. مردم گوران زرتشتیانی هستند که پس از تغییر دین مردم ایران به اسلام، هنوز تغییر دین نداده‌اند.

وی دربارهٔ نسب و نام‌خانوادگی خود می‌گوید:
از نام فامیل خود همین می‌دانم که گوران طایفه‌ای بزرگ هستند و منتشر در کردستان و لرستان و تعدادی در اصفهان و گویا از نوادهٔ بهرام گور که به تبعید به اینجا و آنجا شدند. ایضاً فرقه‌ای در کردستان هم است.

مادرم پری‌دخت اَرفه‌کوه بود و نسبش به امیر دوران، امیرمؤید سوادکوهی، می‌رسد و بدین شکل او نیز از فرزندان باوندیان ِساسانی‌تبار بود.

اما عمرش به سه دهه نرسیده‌بود که به هنگام زایمان ِپنجمین فرزندش، دار فانی را وداع گفت و کوه و دشتِ حضورِ خویش را نالاند، ناصرخان را گریاند، و مرا که فرزند ارشدش بودم، در ده سالگی به ضجّه و زاری رساند.
مرگ مادر، هوهو زن کوی و کوچه‌هایم کرد و از آبشخور آن درد است که هنوز رُباب دلم دائم‌النغمه است.

در اوایل سال‌های کودکی کیوس گوران، پدرش که «میرزداش» نام داشت و از مخالفان نظام حکومتی پهلوی دوم بود، به عنوان زندانی سیاسی محبوس شد.

وی دربارهٔ پدرش می‌گوید:

  هر وقت می‌آمدند که پدرم، میرزداش، را ببرند، ما گریه می‌کردیم و جیغ و داد سر می‌دادیم. به قول پدرم همان موقع مبارزات سیاسی ما شروع شد. هیچ‌‌و‌قت نمی‌توانستیم با سیستم کنار بیاییم. مرا می‌بردند پاسگاه ژاندارمری و جلوی چشم من، پدرم را شلاق می‌زدند.
وی در سنین کودکی در روستای حاجی‌کلا می‌زیست. این روستا که در حاشیه غربی رودخانه تالار قرار داشت، فاقد مدرسه بود و بنابرین وی تحصیلات ابتدایی را در روستای کفشگرکلا در سوی شرقی تالار آغاز نمود. در سال پنجم ابتدایی، به الزام برای ادامه تحصیل به شهر شاهی (قائم شهر امروزی) رفت و توانست دیپلم خود را در رشته طبیعی بگیرد. وی می‌خواست در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهد پس به تهران کوچ نمود و مقدمات را برای شرکت در آزمون فراهم کرد. با چند نفر از دوستانش عازم تبریز شد تا در آزمون پزشکی آن شهر شرکت کند. وی در این آزمون موفق نشد و کیوس را درحالی‌که نمره قبولی داشت، مردود شمردند. کیوس نیز پیگیری نمود و خواستار آن شد که وی را در فهرست قبول شدگان ِآزمون بنویسند. ولی به او گفته‌شد که «بچهٔ بلشویک‌ها نباید پزشکی بخواند». سپس در سال۱۳۳۹ با رییس دانشکدهٔ علوم بحث کرد و وقتی وی را صدا کرد ریاست دانشکده فرار کرد و بعدها به وی گفت که ده سال از درس خواندن محروم شده زیرا قصد ترورش را داشته.

پیش از انقلاب در تهران
وی پس از آن که نتوانست در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل دهد، به تهران بازگشت و کار مطبوعاتی را با روزنامهٔ اقتصادی بورس در سال۱۳۴۰ در تهران آغاز نمود.
یک دفعه کیوس گوران برای انجام مصاحبه‌ای برای روزنامهٔ بورس به بانک کار رفت که در آنجا، مسئولیت روابط عمومی ِبانک با قاسم لاربن بود. لاربن به وی توصیه نمود که روزنامهٔ بورس را ترک کند و به اطلاعات رود. وی پس از آن به روزنامهٔ تهران جورنال (اطلاعات کنونی) رفت و پس از مدتی خواستار آن شد که بتواند در هفته‌نامهٔ اطلاعات هم بنویسد ولی محرمعلی خان که مسئول سانسور اخبار در آن زمان بود از انتشار نویسه‌های وی جلوگیری می‌نمود. وی در اواسط دهه ۱۳۴۰ه.ش. به عنوان کارشناس هیدرولوژی منابع آب به لرستان رفت. در سال ۱۳۴۱هجری شمسی در اهواز و به سفارش دکتر پیراسته، در ادارهٔ آب و خاک خوزستان که کارش مطالعه رژیم بر رودخانه‌ها بود مشغول به کار شد.

وی در همین ایام به یکی از دانشگاه‌های هلند رفت تا مدرکی در آنجا کسب نماید ولی به دلیل سابقه‌ی مبارزات پدرش، وزارت امورخارجه به وی اعلام نمود که مدرک ِدانش‌آموختگان دانشگاه مزبور، در وزارت علوم مورد قبول نخواهد بود. در این زمان دانشکده‌اش به وی اعلام کرد که فقط در صورت قبول‌نمودن تابعیت یکی از ملل بولیوی یا مصر و سپس ادامهٔ زندگی در هلند قادر خواهد بود که تحصیلاتش را ادامه دهد. برهمین اساس وی تحصیلاتش را نیمه گذاشت و به ایران بازگشت.
پس از انقلاب و فعالیات هنری
وی به علت مشکلات بسیاری که در نویسندگی و کار در مطبوعات برایش وجود داشت، تصمیم گرفت اشعارش را به صورت کاست صوتی و با صدای خودش منتشر سازد. وی سرانجام در سال ۱۳۷۸هـ.ش. توانست کاستی با نام مازرون۱ را توسط انتشارات ِفرهنگخانه مازندران پخش کند. پس از ۴سال نیز اقدام به پخش کاست مشابهی به نام مازرون۲ نمود که با استقبال زیادی روبرو نگشت.

در اسفند سال۱۳۵۶ گوش به مرضی مبتلا شد. وی ابتدا به پزشکانی در ساری مراجعه نمود. تشخیص بیماری نادر گوش-مغزی (به انگلیسی: Meniere) داده‌شد و وی به تهران رفت، اما در آن شهر نیز گفته‌شد که این بیماری معالجه‌ای ندارد. یک ماه بعد عازم انگلستان شد. در انگلیس هم تشخیص پزشکان ایرانی تائید گشت. یکی از پزشکان انگلیسی به او گفت که این بیماری را می‌توان تحت کنترل داشت و لازمه‌اش اقامت حداقل سه ماهه در لندن است. ولی وی قبول نکرد و به ایران برگشت. اما تشدید وضع منتهی به سرگیجه‌های دَوَرانی وحشتناک شد، نهایتاً کیوس گوران در تهران به جراحی گوش رضایت داد و گوش راستش بدین ترتیب کاملأ ناشنوا شد تا در نتیجه از سرگیجه‌هایش کاسته شود. یک سال نگذشته بود که گوش چپ وی نیز به همین بیماری دچار شد و سفرش به اروپا و حتی امریکا نتیجهٔ کاملی نداشت. وی در حال بهبود بود که به علت فشار عصبی، شنوایی‌اش را به طور کامل از دست داد.

در این مدت به صورت نامرتب در برخی نشریات محلی مازندران از جمله پیام مازندران، نهضت شمال و کایر و پیام مستضعفین و زنگ تاریخ مقالاتی می‌نوشت و گاهی اشعاری را در این نشریات پخش می‌نمود. سرانجام در اسفند سال ۱۳۸۸ کاست دیگری به نام چل سال عاشقی را توسط انتشارات مهرآوا پخش نمود. این بار دیسک‌های سی‌دی ِحاوی صدای کیوس با کتابچهٔ شعرها و برگردان فارسی همراه بودند.

خانواده کیوس گوران
کیوس گوران در سال۱۳۳۹ با یکی از دوستانش در انجمن ایران و آمریکا به مرور و مطالعه زبان‌انگلیسی پرداخت و هفته‌ای را به عنوان مهمان در خانهٔ دوستش ماند، در طول آن هفته خانم سیاه پوشی به آن خانه آمد که سوگوار مرگ همسرش بود و از کیوس خواست به منزلشان برود و کمکی به فرزندان آن زن، درس انگلیسی دهد. وی طی آموزاندن انگلیسی به کودکان آن خانواده، عاشق یکی از دخترانشان، به نام لیلی شد و از وی درخواست ازدواج نمود. به رغم مخالفت‌های خانواده‌های دوطرف، این دو در تاریخ ۱۶اسفند ۱۳۴۲ ازدواج کردند. هم‌اکنون حاصل این ازدواج دو دختر بوده که یکی از آن‌ها در اروپا زندگی می‌کند.

آثار
کیوس گوران به دو زبان تبری و فارسی شعر می‌سراید؛ ولی راغب نیست که اشعار فارسی‌اش انتشار یابند. اشعار مازندرانی وی تاکنون در سه اثر منتشر شده‌اند. شعرهای کیوس اغلب در قالب‌های غزل، قصیده، مثنوی، نیمایی و دو‌بیتی هستند. وی دلیل پرآوازه‌شدن آثارش را همین تنوع در سبک شعری می‌داند. اشعار وی بسیار بانشاطتر از دیگر شعرهای تبری هستند زیرا وی کوشیده به جای «شِکوه» و «ناله» از اشعاری موزون و ترانه‌وار استفاده کند.

انگیزه‌ها
پیش از حمله مغول، زبان تبری ادبیات پرباری داشت و بدین سبب از قالب‌های شعری بسیاری استفاده می‌شد و حتی گاه عده‌ای از شعرا سبک جدیدی برای اشعارشان تهیه می‌کردند. ولی با حملهٔ مغولان به تبرستان و نابودی شاخهٔ اسپهبدان ِباوندیان، شعرا انگیزهٔ شعر سرودن را از دست دادند و اغلب کتبی که در کتابخانه‌های سراسر تبرستان وجود داشت به آتش کشیده‌شدند و این پیشینهٔ ادبی از بین رفت. پس از آن نیز با شروع جنگ‌های داخلی تبرستان، مجالی برای سرودن شعر نبود، البته در این دوره هم اشعاری زیبایی از قطب رویانی می‌بینیم، که نشان از نفرت شعرای آن دوره از جنگ دارد. هم زمان با دورهٔ صفویه دوبیتی در بین شاعران تبری‌سرا رواج یافت و شاعرانی چون امیر پازواری و طالب آملی شروع به گفتن این گونه اشعار نمودند. پس از آن نیز با تقلید از اشعار امیر پازواری، عده‌ای که به امیری‌خوان معروفند، شروع به سرودن اشعاری در قالب امیری شدند.

کیوس گوران در دوران معاصر دوباره شعرهای مازندرانی را با نوعی طراوت و تنوع مواجه کرده. در اشعار وی بسیاری از سبک‌ها دیده می‌شوند. کیوس گوران خود درباره انگیزه‌اش می‌گوید:

  من آمدم شعر مازندرانی را از آن شکل دو بیتی خارج کردم. اعتقاد داشتم شعر مازندرانی هم می‌تواند غزل یا قصیده باشد، مثنوی باشد، و دو‌ بیتی هم باشد و اینکه شعر مازندرانی در گذشته، در همان دو بیتی‌های معروفش، فقط شِکوه بود و غالباً شکوهٔ عاشقانه بود یا ظلم عاشق و معشوق مطرح بود و یا ظلم ارباب و رعیت. همیشه این دوتا بود. بعد من آمدم و گفتم مثلاً آقا بیاییم بگوییم آب چرا گل‌آلود شد، برگ چرا زرد شد، چه بکنیم برای زمستانی که گاز قطع می‌شود، چه بکنیم با خانی که هیچ‌وقت از آن عاج خانی پایین نمی‌آید. این دُم‌کلفت‌ها که می‌گویند، دمُشان را کجا کلفت کردند! و من همهٔ این‌ها را به غزل و قصیده برده‌ام که البته خمی هم به ابرو آمد و اوقات بسیاری تلخ شد که چرا چنین تلخ و گزنده و به تعبیری بعضی‌ها می‌گویند، «عجب طنز تلخی» که ما هم می‌گوییم، «عجب حقیقت شیرینی».

کاست‌ها
کیوس گوران تا به حال اشعار خود را به زبان مازندرانی در ۳مجموعه منتشر نموده. این ۳مجموعه به ترتیب با نام‌های «مازرون۱»، «مازرون۲» و «چل سال عاشقی» پخش شده‌اند. نخستین اثر وی مازرون نام داشت و موجب گشت تا کیوس به پشتیبانهٔ آن، کاست دوم خود را با نام مازرون۲ منتشر کند؛ ولی این مجموعه با استقبال چندانی روبرو نشد و موسیقی انتخابی و شعر با هم نمی‎ساختند و تنظیم‎ها به شعرها نمی‌خورد. سپس سومین آلبوم اشعار کیوس پس از وقفه‌ای چندساله وارد بازار گشت و این یکی هم با استقبال خوبی مواجه گردید. چل سال عاشقی بر خلاف دو آلبوم نخست او، که توسط فرهنگخانه مازندران پخش شده‌بود، از سوی انتشارات مهرآوا منتشر گردید. انتشارات مهرآوا همراه با مجموعهٔ آثار، کتابچه‌ای نیز پخش نمود که شامل متن ترانه‌ها و ترجمه‌هایشان به فارسی می‌گشت.

آلبوم شعر ویژگی‌ها ترانهٔ ادغام شده مدت اجرا توضیحاتی پیرامون شعر
مازرون۱ مازرون وصف ترانه‌های گروه شواش جمعأ ۶۰ دقیقه وصف طبیعت و زیبایی‌های تبرستان



آقا مدیر داستان تمثیلی داستان مدیری که ابتدا در روستا تدریس می‌کرد ولی با تغییرنظام آموزشی وی به شهر رفت و مدتی بعد بازنشسته گشت و به کنج اتاق افتاد و مریض شد.
دادخواهی وصف و نقد وصف حال کنونی جامعه و انتقاد از بعضی سنگ‌اندازی‌ها
دشمن دانا… طنز سیاسی هجو ابیات و نقد به شکل طنز
توانا بود… طنز و نقد
تعزیه داستان تمثیلی داستانی از یک مرد که درحال تعزیه نقش امام‌حسین را داشت و درعین حال شمر را واقعأ کُشت زیرا اینگونه می‌پنداشت که آن مرد واقعأ شمری است که امروزه هم وجود دارد.
مازرون۲ مرد نکونام تمثیلی جمعأ ۶۰ دقیقه  
مه تجن وصف یاداوری اوضاع مردمان دوران‌های گذشته
پییز وصف/تمثیلی  
ته صدا تمثیلی  
داغ ویشه داستان تمثیلی  
نواجش غمناک یک نوع شعر است که پس از مرگ عزیزان می‌خوانند
بهار وصف وصف نمودن حال و هوای بهار
ترک مشق و دفتر داستان داستانی از زندگی کیوس گوران در زمان تحصیلاتش
در سوگ آق مدیر داستان تمثیلی ادامهٔ داستان زندگی آق مدیر در آلبوم مازرون۱
شعر عاشقانه رمانتیک وصف عشق از دیدگاه شاعر
چل سال عاشقی چل سال عاشقی وصف ورف سما و نجما ۱۳:۰۰ وصف چهل سال زندگی ِکیوس گوران
مشتی برارجان داستان تمثیلی صبح بهار ۲۰:۵۶ کیوس گوران این شعر را برای یکی از دوستانش سرود که پس از بازنشستگی به اروپا کوچید تا نزد فرزندانش بماند.
برمه بکن انتقادی همدم جان ۷:۲۰ انتقاد گوران از وضع کنونی خویش و همدردی وی با مردم
من و مه دل نقد سیاسی لالایی ۷:۱۵ انتقاداتی از سیاست‌های غلط
مازرون وصف وطن ۸:۳۰ وصف طبیعت و زیبایی‌های تبرستان
خصوصیات اشعار
قالب اشعار گوران برخلاف دیگر شاعران مازندرانی، بسیار متنوع است و پر از آرایه‌های ادبی می‌باشد. وی از قالب‌های غزل، قصیده، مثنوی، نیمایی و دو‌ بیتی استفاده می‌نماید. در اشعار وی که اکثرأ به صورت طنز و تمثیلی می‌باشند، می‌توان به‌راحتی مضامین بسیاری را یافت، وی انتقادات بسیاری را نیز به همین شکل منتقل می‌کند.

در اشعار وی کمتر از واژه‌های دخیل فارسی استفاده می‌شود و اغلب دستور زبان تبری نیز پایدار است. استعاره گرفتن از ابزار و وسایل زندگی گذشتگان یا طبیعت مازندران، به اوضاع کنونی جامعه و سیاست‌های حکومتی موجب زیبایی آن می‌گردد. همچنین در نوشته‌های گوران اغلب طنز به چشم می‌خورد و تقریبأ این طنز را همه‌جای شعرش می‌توان یافت.




نویسه جدید وبلاگ

بنیاد فرهنگ مهر آمل (مرکز آمل شناسی)


مرکز آمل شناسی نهادی کاملا غیر سیاسی بوده است. این نهاد، مرکزی پژوهشی، فرهنگی، هنری و .... به شمار می رود. انتخاب اعضاء یا هیئت علمی آن در بتدا تشکیل و فعالیت از سوی مدیر عامل بنیاد فرهنگ مهر آمل (جناب استاد هومند) صورت گرفته، اما از این پس انتخاب و معرفی و همکاری با مرکز آمل شناسی، از سوی اعضاء هیئت علمی حاضر و از سوی دانش آموختگان، فرهیختگان، فرهنگیان و پیشکسوتان جامعه فرهنگ و هنر آمل، از میان استادان عالیقدر دانشگاه و مدرسان برجسته در رشته های گوناگون و مرتبط و نیز از میان برخی از پژوهندگان و هنرمندان صاحب آثار ارزشمند علمی، فرهنگی و هنری و ... با تایید مدیر عامل بنیاد فرهنگ مهر آمل خواهد بود.

مرکز آمل شناسی متشکل از چند کمیته است که هریک از آن ها بر اساس سر عنوان موضوعی مستقل، فعالیت می کنند. هر کمیته دارای مدیر یا سرپرست دانش آموخته با عنوان ( عضو هیئت علمی ) می باشد

من هم به عنوان عضو هئیت علمی این مرکز و سرپرست کمیته میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی از دوستانی که مایل به همکاری با این مرکز هستند دعوت به همکاری می کنم.

اطلاعات مربوط به بنیاد فرهنگ مهر آمل از طریق وبسایت این مرکز www.BFAMOL.com می توانید دریافت کنید و فرم های مربوط به عضویت در این بنیاد را پر نموده و به عضویت مرکز آمل شناسی در آیید.






نویسه جدید وبلاگ

جغرافیای تاریخی شهر فریم

مطلبی که باز در ادامه جغرافیای تاریخی مازندران برای انتشار در مجله اینترنتی انسان شناسی فرهنگ به همراه خانم حیدری حاضر کردم و برای شما در این وبسایت قرار می دهم

مطالب مربوط به این نوشتار را می توانید از طریق لینک زیر دریافت کنید

http://www.anthropology.ir/node/17620





نویسه جدید وبلاگ


جغرافیای تاریخی شهر ترنجه

در ادامه مباحث در مورد جغرافیای تاریخی مطلبی از شهر تاریخی ترنجه که مکان یابی دقیق آن همچنان مورد بحث  می باشد، برای شما قرار می دهم. این مطلب توسط من و همراهی دوستم دکتر عبد تقوی گردآروی شده است.

البته محوطه روستای ابولحسن کلای شهرستان بابل که به نوعی در این مطالب به عنوام مکان احتمالی این شهر تاریخی ترنجه به عنوان یکی از شهر های مهم تبرستان نام برده شده در سال 1389 توسط من و دانشجویان محترم کار بررسی و نقشه برادری ان انجام شد. بنابراین لازم مي دانم از اعضاي هيت بررسي باستان شناختي محوطه هاي روستاي ابوالحسن كلاي شهرستان بابل خانم دکتر حیدری که معونت هئیت بودند و در تهیه گزارش کمک شایانی کردن و آقايان مهدي جاهد كه در امر بررسي مشاركت داشته و طراحي سفال هاي اين بررسي را انجام داده اند، آرمان مسعودي كه در امر بررسي و عكاسي كمك شاياني نموده و از امان الله كريمي نژاد كه علاوه بر مشاركت در امر بررسي، مطالعه سفال كمك شاياني نمودند، كمال تشكر و امتنان را داشته باشم.

مطالب مربوط به جغرافیای تاریخی شهر ترنجه رو می توانید از طریق لینک زیر دربافت کنید

http://www.anthropology.ir/node/17364





نویسه جدید وبلاگ

«ولنتاین» یا «سپندارمذگان» کدامیک جشن ماست؟

مدت کمی به اواخر بهمن ماه باقی مانده تا به روز عشق فرنگی «ولنتاین» و روز عشق ایران باستان «سپندارمذگان» برسیم اما جوانان ما کمتر می‌دانند این دو جشن تنها به فاصله ی چهار روز از هم قرار دارند یعنی ۲۵ بهمن ماه (ولنتاین) و ۲۹ بهمن ماه (سپندارمذگان)!

چند سالی است که ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک، شکلات و در کشورمان باب شده است. اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که در روز ولنتاین باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند...

تاریخچه روز ولنتاین:

روز ولنتاین-تاریخچه کامل و دقیق ولنتاین در دست نیست و آنچه از پیشینه روز ولنتاین می‌‌دانیم با افسانه درآمیخته است. امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده است که حداقل سه قدیس وجود داشته‌اند که همگی به شهادت رسیده اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه  آئین ولنتاین دارند.

روز ولنتاین-در صده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته‌است از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. با توجه به آنچه که در افسانه آمده کشیش ولنتاین برای او نامه‍ایی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاین تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای ولنتاین مشاهده می‌‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام می‌شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان ولنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.

افسانه ديگر حاكي از آن است كه هنگامي كه والنتين را به زندان افكندند، مردم براي وي يادداشت‌هايي كوچك كه در لفافه پيچانده بودند و در شكافهاي ديواره سلول وي جاسازي ميكردند ميفرستادند و او آنها را يافت و در حق آنان نيايش كرد. به ديگر سخن، بنياد تاريخي كارت والنتين همين امر است. كشيش والنتيوس در 14 فوريه 270 ميلادي (در برخي روايات 269 و مطابق با برخي روايات ديگر 273 بعد از ميلاد) اعدام شد. بنابراين او را به عنوان فدايي و شهيد راه عشق ميدانند و از آن زمان والنتين تبديل به نمادي براي عشق شده‌است و بدين روست كه در كشورهاي جهان، به ويژه كشورهاي اروپايي و امريكاي شمالي، مراسم روز والنتين همه ساله در 14 فوريه برگزار ميگردد.

 هدیه روز ولنتاین :

در کشورهای اروپایی و امریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز ولنتاین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از آداب  روز ولنتاین به شمار می‌رود. از نظر علمی هم ثابت شده‌است که خوردن شکلات دات یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا می‌برد البته نه مصرف بی رویه آن.


 

 تاریخچه سپندارمذگان:(ولنتاین ایرانی)

کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از 3 قرن پس از میلاد- که از 20 قرن پیش از میلاد- روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از ولنتاین فرنگی! این روز سپندارمذگان یا اسفندارمذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را 30 روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. روز پنجم سپندار مذ بوده است.

 ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده‌ است که ایرانیان باستان این روز را روز بزرگداشت زن و زمین می‌دانسته اند. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان «روز عشق» به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هر یک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول «روز اورمزد»، روز دوم، روز بهمن معنی «سلامت، اندیشه» که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندار مذ» بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.

همچنین اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.

همینطور باید بدانیم که امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن سپندارمذگان یا اسفندگان، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد‌گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی به کار رفته است.گردیزی در کتاب زینالاخبار نیز درباره واژه «مردگیران» اشاره کرده است که از این جهت این جشن را مردگیران میگفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمیگزیدند.

سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده‌اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای ولنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.

 

 این نوشته برگرفته از سایت گروه فرهنگ و هنر سیمرغ است.

www.seemorgh.com/culture






نویسه جدید وبلاگ

نمرات میان ترم دانشجویان گروه مدیرت جهانگردی و هتلداری موسسه آموزش عالی مازیار رویان

 

درس:  هنر و معماری ایران 1

آذین حجتی 0 آیدا امینی 3 ساغر مختاری 4.5 مرضیه بزرگی 4 منصوره ترک کجوری 3 رجا تشکری 5 سروناز طهماسبی 4 مولود اتحاد 5 علی طهماسبی 3 آرش کاردرقدس 4 آرمیدخت امیرنژاد 4 مصطفی لطفی 1 محبوبه موسوی 5 علی اکبر حسینی 2 فاطمه صغرا ابراهیمی 5 سارا اسدیان 5 عماد تابش 0 مرجان حبیبی 5 راحله حقیقی 4.5 پریا رنگریزی 3.5 محمدرضا سیماافروخته 2 وجیهه سادات صادقی 4-  روجا عاشوری 0 عاطفه عباسی 4 سمیرا محمدی 5 مهدیه مختاری 4 ناهید قلعه نوی 5

 

درس: تاریخ ایران

بابا بالی لاشک 0 سهیلا پاشا 2.5 فاطمه پور قویدل 0 فیروزه ترابی 3.5 شاهین درویش سنگ نو 1- محمد رضا دیوسالار 0 حاتمه رمضانی 0 آرزو شعبان زاده 5/0 جیران شکرزاده 2 محمد علی طیبی 3.5 وحید فیض بخش 2 صدیقه مرادی 1.5 رضا تمیزکار 0 الهه نوروزی 3 محمد حسین اسلامی 2.5 هدیه قدیرلی 2.5

 

درس: باستان شناسی ایران

امیر حسین کلانتری 2 آذین حجتی 3.5 مانا کبیری 3 آیدا امینی 3.5 ساغر مختاری 4.5 سروناز طهماسبی 3.5 فاطمه تعلیمی 2.5 منصوره ترک کجوری 3.5 رجا تشکری 0 زینب رمرودی 5/0 زهرا رشوند 2.5 جمال خیری 4.5 مریم یدالله زاده 1.5 ماندانا اسدالله زاده 4.5 مولود اتحاد 4.5 مهشید وثوقی 2.5 علی طهماسبی 3.5  شیده یزدی 3.5 - آرش کاردرقدس 4 آرمیدخت امیرنژاد 3 مصطفی لطفی 4 محبوبه موسوی 4.5 علی اکبر حسینی 1.5 فاطمه صغرا ابراهیمی 4.5 سمیرا قاسم پور 2.5 محمود قلی زاده بابایی 2.5 سمیرا محمدی 4  






نویسه جدید وبلاگ

 در ادامه مباحث مربوط به جغرافیای تاریخی در صفحه مازندران مجله اینترنتی انسان شناسی و فرهنگ این بار لینک مربوط به شهرستان محمود آباد را برای شما قرار دادم

مطالب مربوط به جغرافیای تاریخی محمودآباد به درخواست من و به قلم دوست خوبم میثم فلاح نوشته شده، ایشان مدرس دانشگاه و همچنین مطالعات مدون باستان شناسی در شهرستان محمود آباد را انجام داده اند.

http://www.anthropology.ir/node/15390






نویسه جدید وبلاگ

به اطلاع دانشجویان محترم گروه مدیریت جهانگردی و هتلداری موسسه آموزش عالی مازیار و  گروه عکاسی موسسه آموزش عالی نیما می رسانم که کلاس های من در روز های سه شنبه مورخ 14 آذر و  چهارشنبه 15 آذر  برگزار نخواهد شد.







گزارش تخلف
بعدی