نویسه جدید وبلاگ

معرفی برخی پتانسیل های گردشگری تاریخی فرهنگی در شهرستان آمل

شهرستان آمل در قسمت مرکزی استان مازندران قرار گرفته است و با توجه به موقعیت قرار گیری آن در استان و نزدیکی به پایتخت و هم چنین وجود جاده هراز، به نوعی موقعیت چهار راه ارتباطی را بین شهرهای منطقه مازندران داراست. شهرستان آمل با داشتن جاذبه های طبیعت گردی غنی، هر ساله گردشگران داخلی بسیاری را به خود جلب می کند. این در حالی  است که این منطقه از پتانسیل­های گردشگری فرهنگی-تاریخی نیز برخوردار است که متاسفانه به دلیل عدم شناخت و معرفی مناسب، گردشگران به این سمت هدایت نمی شوند و تقریباً همه ی گردشگرانی که به این شهرستان سفر می کنند هدفشان لذت بردن از جاذبه های طبیعت گردی است و به جرأت می توان گفت تقریباً بیشتر آنان از وجود جاذبه های فرهنگی تاریخی غنی در این شهرستان بی اطلاع هستند. لذا شهرستان آمل با توجه به دارا بودن محوطه ها و ابنیه های تاریخی فراوان می تواند در صورت برنامه ریزی مناسب، موجب آگاهی بخشی تاریخی و فرهنگی مناسب را برای گردشگر فراهم نمود. به همین منظور در این نوشتار به معرفی برخی پتانسیل های گردشگری تاریخی - فرهنگی شهرستان آمل می پردازیم. لازم به ذکر است به دلیل اهمیت دره هراز  به عنوان مسیر ارتباطی که بسیار از گردشگران از آن تردد خواهند کرد ابتدا به معرفی برخی از پتانسیل های گردشگری تاریخی فرهنگی در این مسیر پرادخته و سپس به منطقه بلیران و محوطه قلعه کش دابوشت و سرانجام به معرفی پتانسیل در شهر آمل پرداخته ایم.


کافر کلی های محور هراز:

غار هاي دستكند محور هراز كه در منطقه كافر كلي ناميده مي شوند، فضاهاي دست كندي هستند كه در محور هراز و نقاط مختلف منطقه بالا لاريجان، در ميان بندها و پرتگاهها تراشيده شده است و در هيچ يك از نقاط ايران اين غار هاي دستكند تا اين حد متمركز نيستند. اگر چه تفسيرهاي فراواني در مورد ساختن اين گونه سازه ها در منطقه ايراد شده ولي گويا هنوز نمي توان در مورد علت ساختاري اين فضاهاي معماري و دوره (هاي) اين سازه ها سخني به قطع بيان كرد. از جمله فرضيه هاي مطرح شده در مورد اين سازه ها اين گونه است كه: آيا اين فضاهاي معماري در دوره ماد ساخته شده اند(با موجوديت گوردخمه هاي منسوب به ماد در نقاط مختلف ايران و عراق امروزي). از جمله فرضيه هاي ديگر اينكه آيا اين دخمه ها توسط برخي از مردمان ساكن در منطقه ايجاد گرديد تا خود را از جمع تازه مسلمانان جدا كرده تا بهتر بتوانند بر آيين و كيش نياكان خود باقي بمانند. و يا اينكه آيا فضاهاي معماري در اوايل دوره اسلامي ساخته شده اند كه در مقابل تهاجم اقوام تازه وارد مقابله مي كردند. البته موضوع اخير بيشتر مي تواند درخصوص اين غار هاي دستكند صادق تر باشد. در محور هراز به فاصله 42 كيلومتر از روستاي اسك تا پنجاب از بخش نمارستاق در 13 نقطه با تعداد متغيير غارهاي دست كندي مواجه هستيم كه در دل كوه كنده شده اند و جالب اينكه 6 نقطه از اين غارها در كنار جاده هراز و دره رودخانه هراز واقع شده اند و مابقي طي چندين كيلومتر و در فاصله دورتري از تنگه هراز قرار دارند. دوست خوبم جمشید محمدی مسئول یگان حفاظت میراث فرهنگی شهرستان آمل در مورد کافر کلی های محور هراز مطالعات فراوانی اناجم داده و نتایج ان رار در غالب چند مقاله منتشر نموده اند.

غارها ي دستكند محور هراز شامل

1-     غارهای دستکند روستای آب اسک

2-     غارهای دستکند روستای نیاک

3-     غارهای دستکند دره آینه ممنون روبروی روستای نیاک درسمت راست جاده هراز

4-     غارهای دستکند تخته پل. بین روستای نیاک و پلمون

5-     غارهای دستکند دارسون در 3 کیلومتری شهر رینه

6-     غارهای دستکند روستای گیلاس

7-      مجموعه غارهای دستکند روستای پلمون

8-     غارهای دستکند روستای کنار انجام

9-     غارهای دستکند روستای آبگرم

10- غارهای دستکند روستای گزانه و ملار

11- غارهای دستکند روستای بایجان

12- غارهای دستکند روستای کهرود و کیان

13-  مجموعه غارهای دستکند روستای پنجاب


 

 









 قلعه ملک بهمن :

این قلعه در روستای شاهاندشت بخش لاریجان شهرستان آمل واقع شده است. مأمن و پایگاه ملک بهمن از حکّام آل پادوسبانان و آخرین سلسله استندار لاریجان بوده است که در سال 1005 هجری به فرمان شاه عبّاسی تسخیر شد.


 







نقش برجسته شکل شاه:

این نقش برجسته در جاده هراز و قبل از وانا بر دیواره کوه قرار دارد. . در بخش غربی تونل وانا در تنگه بند بریده - واقع در جاده هراز - و در مقابل آثار و بقایای راهسازی از دوره ساسانیان، در محلی که به شکل شاه معروف است جدیدترین و آخرین نقش برجسته قاجار و ایران در بین ۱۰1 نقش برجسته کشف شده ایران دیده می شود  که در آن ناصرالدین شاه قاجار و جمعی از درباریان او به چشم می خورند. با به قدرت رسیدن قاجاریه و انتخاب تهران به عنوان پایتخت، به دستور ناصرالدین شاه قاجار مسیرهای قدیمی و مال رو در دره‌ های هراز و چالوس تعمیر و به راه ارابه رو تبدیل گشتند. در سال ۱۲۹۰ ه. ق، ناصرالدین شاه مجدداً دستور به بهسازی مسیر لاریجان (جاده هراز) داده و حسین علیخان وزیر را به سرپرستی این کار منصوب نمود. وی نیز با همکاری گاستیگیرخان، مهندس اطریشی که در خدمت دولت ایران بود، جاده را به اندازه ای پهن کرد که دو ارابه بتوانند از آن عبور کنند. در سال ۱۲۹۵ ه. ق (1879 م) و با اتمام عملیات ساخت این راه، به عنوان یادبود نقشی از شاه قاجار در یکی از صعب العبورترین نقاط این مسیر به نام "تنگهِ بندِ بریده" به مناسبت بازسازی و ساخت جاده قدیم مازندران حجاری شده است.


    



















محوطه پارینه سنگی جدید بلیران:

روستای بلیران در جنوب شرق شهرستان آمل واقع شده است. مسیر دسترسی به این منطقه زیبا از روستای کمدره واقع در کیلومتر ۱۵ جاده قدیم آمل به بابل می‌باشد و از مناطق ویژه گردشگری است که علاوه بر دارا بودن پتانسیلهای طبیعت گردی وآب درمانی رودخانه (گرمارود) دارای محوطه ای مربوط به دوران پارینه سنگی است که حاصل فعاليت هاي هیئت مشترک مرکز ملی تحقیقات علمی (CNRS) فرانسه به سرپرستی دکتر ژیل بریون با دکتر عسگری خانقاه از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال 2005 ميلادي در روستای بلیران شهرستان آمل بوده است. تراس كوارترنر بليران در عمق دره اي واقع در 15كيلو متري جنوب شهرستان آمل، در دره گرم رود واقع شده است. آثار پارینه سنگی فوقانی در محوطه بلیران آمل، عبارتند از قطعات ریزی از ابزارهای سنگی و جدا شده از آن ها، آثاری از صدف های رودخانه ای و دریایی و آثار و بقایایی از استخوان های حیوانی بوده است. این لایه بر اساس شواهد زمین شناختی 15000 الی 29000 سال قدمت دارد و حاوی ابزارسنگی های انسانی پس از یخبندان چهارم است. البته جدیدترین دستاورد حاصل از تاریخگذاری این محوطه، حکایت از آن دارد که قدمت آن به 344 ±34727 سال قبل تعلق دارد.
























     محوطه قلعه کش :

تپه قلعه کش در حاشیه غربی و جنوب غربی روستای قلعه کش شهر دابو دشت شهرستان آمل قرار گرفته است. پژوهش های باستان شناختی در این محوطه از سال 1387 توسط ابراهیم امیرکلایی آغاز شد و تا بدین روز ادامه دارد. در بررسی های سطحی از این محوطه انبوهی از سفالهای خاکستری روشن و تیره، سفال قرمز روشن بعضا سفالهای اسلامی اسگرافیتو نوع آمل و همینطور جوش کوره وسرباره فلز شناسایی شد. در این سال به منظور تعیین عرصه و حریم محوطه، 16 گمانه آزمایشی در پیرامون بلافصل محوطه در ابعاد 5/1×2 متر ایجاد گردید. و در سال های 1388 و 1391 گمانه لایه نگاری(S. T. NW) در قسمت شمال غربی محوطه ایجاد گردید و کاوش تا خاک بکر در عمق 13 متر ادامه پیدا کرد و به منظور درک بهتر بسترهای یافت شده در گمانه لایه نگاری، دو ترانشه افقی یکی به ابعاد 5×5 متر و دیگری به ابعاد 5×7 متر در بخش جنوبی ترانشه S.T. NW ایجاد گردید. کاوش در محوطه قلعه کش توانست اطلاعات مهمی را از دو دوره مهم پیش از تاریخی عصر مفرغ و آهن در اختیار ما قرار دهد.


 














  بقایای شهر قدیم آمل: درمحله پايين بازارواقع شده و داراي مساحتي درحدود25  هكتاراست. باستناد متون تاريخي ومدارك باستان شناسي اين شهردردوره پيش ازاسلام ودوران اسلامي شهري بسيارآباد و پر رونق بوده است. اين اسفنديار مي نويسد: شهرقديم آمل داراي چهار دروازه باب جرجان-باب گيلان-باب الجبل وباب البحربوده كه محدوده آن بوسيله حصارعظيم خشتي ژرف درگرداگردآن مستحكم گرديده بود.آثار و نمودهاي فرهنگي-تاريخي شهرقديم آمل از قبيل : مساجد ، بقاع متبركه ، پلها وغيره مي تواند نشانگرعظمت وآباداني اين شهردرادوارگذشته باشد.





 مقبره شمس آل رسول: این بنا در خیابان شهید بهشتی اندیشه 49 واقع شده است. هر ضلع این ینا 70/8 سانتیمتر است بنا به صورت چهار طاقي بوده كه بعلت شباهت آن به آتشكده به همين نام معروف شده است و همچنين محمد حسن خان اعتمادالسلطنه به اشتباه اين گنبد ها را آتشكده معرفي كرده است در حالي كه اين بناها اسلامي است و مقابر خصوصي افراد است بنا مربوط به قرن نهم هجري قمري بوده و از وسعت قابل ملاحظه نسبت به بناهاي دوره خود برخورداراست بقعه بصورت چهار گوشه و گنبد مخروطي است وگنبد آن دو پوش مي باشد كه هر دو پوش آن در اثر زلزله و عوامل جوي منطقه خراب شده است عمده تزيينات بنا طاق و قوس و قرنيسهاي آجري و كاشيكاري در قسمت فوقاني است.



       



























مقبره ناصرالحق:

بقعه متبركه حسن بن علي الناصر الحق كه در تاريخ 25شعبان سال 304 ه .ق در آمل وفات يافت . در محله پايين بازار و در محدوده شهر قديم آمل قرار دارد . اين مزار محل زيارت شيعيان چهار اماميه سراسر جهان به ويژه زيديه كشور يمن است . بناي اوليه آن با توجه به متون تاريخي از ميان رفته و بناي فعلي در قرن نهم ه. ق توسط فرزندان مير قوا م الدين مرعشي ساخته شده است. مقبره ناصرالحق بنايي است چهار ضلعي كه در نماي بيروني چهار گوشه بنا را با چهار گوشواره پركر ده و پايه اي هشت ضلعي براي گنبد رك هشت وجهي بوجود آورده اند. آبريز بام بر روي دوازده عدد قرنيس سينه كفتري و در ميان هر دو قرنيس نيم دايره تزييني است.


























      

مشهد میر بزرگ:

عمارت و مقبره‌ای است که مربوط به دوره صفوی و در سبزه میدان، محوطه مصلی آمل واقع شده است. این بنا با کاشی کاری های بسیار زیبا تزیین شده است. مصالح اصلی بنا از آجر است، ولی داخل آن و در سردر آن کتیبه هایی قرار دادر. نقوش تزیینی به ار رفته در بنا نیز از نقوش اسلیمی است.



 














 پل دوازده چشمه:

ا اين پل از آجر ساخته شده و مربوط به دوران حكومت  شاه عباس صفوي است تاريخ د قيق بناي آن احتمالا 1018 ه. ق و آغاز قرن يازدهم هجرت است . این پل که دارای عرضی در حدود 130 متر و پهنا آ« در حدود 3 متر است.


 

 











 امامزاده قاسم بن موسي بن جعفر (ع):

بناي امامزاده قاسم با توجه به الما نهاي معماري مربوط به دوره قاجار مي باشد. بنا هشت ضلعي از آجر كه بر جدار داخلي هر يك از اضلاع آن طا قهايي ساخته شده است پهناي هر ضلع آن از داخل 175 سانتيمتر است.



     


















حسینه مدنی:

حسینیه مدني به سبك دوره قاجار در پايين بازار آمل پايين تر از مسجد هاشمي  كوچه حسينيه در بافت قديمي آمل قرار دارد پلان اين بنا مستطيل شكل داراي دوطبقه با حياط شمالي و جنوبي است حياط خانه داراي طاق نماهاي منقوش است.


 

 






















    موزه تاریخ آمل:

موزه تاریخ آمل در خیابان امام رضا و در بین دو پل معلق آمل  و پل دوازده چشمه قراردارد. ساختمان موزه ابتدا در سال 1315 به عنوان اداره مالیه (دارایی) شهرستان آمل بنا گردید و در 30 خرداد 1358 به شماره 1525 در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. این بنا در سال 1387 با کاربری فرهنگی در اختیار اداره میراث فرهنگی قرار گرفت که پس از مرمت و بازسازی در سال 1389 به عنوان موزه تاریخ آمل افتتاح شد.
موزه تاریخ آمل دارای دو طبقه شامل گالری های آثار باستانی، مردم شناسی و اسناد تاریخی استان مازندران است
. گالری بخش اشیای مردم شناسی موزه آمل نمونه ای از بافته های محلی شامل جاجیم، گلیم و ظروف چوبی و ظروف مسی مانند آفتابه لگن، کاسه، سینی و دهها اثردیگر در این بخش است.

دربخش اسناد تاریخی این موزه ، گزارش های ادارات وقت در مورد زلزله و آتش سوزی آمل مربوط به سال های 1335 و1336 و نیز دست نوشته های شاهان دوره قاجار و مکاتبات اداری دربارقاجار با حاکمان و روسای این شهرستان به چشم می خورد. قدیمی ترین دست نوشته های اسناد تاریخی موزه صورت اسامی علما درآمل در سال 1286 هجری قمری است.
اما در بخش باستان شناسی که این بخش را از دیگر قسمت های موزه متمایزکرده وجود اشیای با ارزش پیش از تاریخی و تاریخی است که قدمت تعدادی از این آثار به بیش از سه هزار سال قبل از میلاد می رسد . بخش باستان شناسی موزه تاریخ آمل آثاری همچون سفال ، فلز، سنگ وشیشه که به جای مانده از دوران پیش از تاریخ تا زمان قاجار در محدوده شمال کشور و نیز معرفی اشیای سفالینه از سایر استانهای کشور و فرهنگهای تاثیرگذار و تاثیرپذیرمنطقه شمال کشوراست، همچنین آثار بدست آمده از کاوش های باستان شناسی شهرستان آمل همچون محوطه قلعه کش در این موزه به نمایش گذاشته شده است.


 






نویسه جدید وبلاگ





برهم کنش میان توسعه فرهنگی و گردشگری و تاثیر آن بر هویت های فرهنگی

توسعه فرهنگی در ساختار یک جامعه به نیازهای معنوی و غیر مادی توجه می کند. در واقع در توسعه فرهنگی سنن و تجارب گذشته و قدیمی در یک جامعه، حالت انباشت پذیر به خود می گیرد، این مسئله مبنایی برای رشد یک جامعه است، این مسئله منجر به خود باوری جامعه شده است و در شکل گیری و هویت فرهنگی جامعه نقش مهمی ایفاء می کند. هدف تعامل توسعه فرهنگی و سیاست فرهنگی جدید دموکراتیزه کردن فرهنگ است، این نوع سیاست می خواهد توسعه فرهنگی افراد را اعتلاء بخشد. از بعد دیگر در حوزه مطالعاتی توسعه فرهنگی باید به ارتباط بین فرهنگ و تکنولوژی توجه کرد. در نظام اجتماعی بخشی از یافته ها و دستاوردهای بشری در قالب تکنولوژی قابل توسعه و آموزش فرهنگی است، که این فناوری با شبکه هایی از ارزش ها، نگرش ها، سنت ها و الگو های رفتاری رابطه دارد و به واسطه این ارتباط شیوه زندگی و دنیایی که مردان و زنان در آن عمل می کنند، را تحت الشعاع قرار می دهد. گردشگری و توسعه فرهنگی هم به نوعی در رشد هویت های فرهنگی بومی و ملی موثر است. در واقع گردشگری در چند دهه اخیر نقش بارزی در فرهنگ گرایی توسعه داشته است. فرآیند جهانی شدن و ارتباط آن با توسعه در دهه های اخیر با پیامدهای مثبت و منفی برای جوامع در سطح بین المللی، ملی و بومی همراه بوده است. با توجه به اینکه امروزه نظریه پردازان اجتماعی بر این عقیده هستند که جهانی شدن زندگی افراد جوامع را به سمت غربی گرایی یا به عبارتی آمریکایی شدن اشاعه و سوق می دهد، توسعه فرهنگی از طریق تقویت فرهنگ های بومی، ملی، منطقه ای باعث این گردیده است که در بحث جهانی شدن نوعی ناهمگونی و تنوع را در دنیا ارتقاء دهد. در مجموع ضرورت و هدف از توسعه فرهنگی در یک جامعه بررسی فرآیند تغییر و دگرگونی در ساختار فرهنگ مادی و معنوی جامعه است، این پدیده بر نظام فرهنگی حاکم، سازمان های فرهنگی و سیاسی و ضوابط های رفتار فرهنگی انسان نیز اثر گذارست. توسعه فرهنگی و نیز فراهم آوردن امکانات دستیابی به فرهنگ جهانی باید در کشور های در حال توسعه من جمله ایران حفظ شود. توسعه فرهنگی نسبت به سایر ابعاد توسعه از بار ارزشی بیشتری برخوردار است و در ساختار فرهنگ یک جامعه به نیازهای معنوی و غیر مادی در زندگی افراد برای هرگونه رشد و تغییر و تحول توجه می کند. این فرایند بر حوزه ادراکی، شناختی، ارزشی و گرایش انسان ها و قابلیت های فردی تأکید می کند و انسان ها را شخصیت ویژه ای برای جامعه آماده می کند، این آمادگی در واقع همان فرایند اجتماعی شدن است که در قالب نقش ها و کارکرد های نظام اجتماعی قابل بررسی است. در واقع در توسعه فرهنگی سنن و تجارب گذشته و قدیمی یک جامعه، حالت انباشت پذیر به خود می گیرند، و این مسئله مبنایی برای رشد یک جامعه است، بر اساس سنت و تجارب گذشتگان می توان آینده ای نو بر اساس شناختی از نیازها و شرایط تازه باز اندیشی و بازسازی کرد. این مسئله منجر به خود باوری جامعه شده است و توانائی های بالقوه و خلاق انسان را در زمینه فرهنگی شکوفا می کند، و این مسئله خود در شکل گیری و هویت فرهنگی جامعه نقش مهمی دارد. در بررسی توسعه فرهنگی باید اشاره به کیفیت سطح زندگی و فرهنگی جاری جامعه در یک جامعه کرد، بر این اساس وظیفه اصلی هر برنامه توسعه فرهنگی بی درنگ برآورده کردن نیاز های فرهنگی است، تا از این طریق مردم به کالاهای فرهنگی که به زندگی و رشد فرهنگ آن ها دوام می بخشند، دسترسی بیشتری می یابند. بخشی از مطالعات حوزه توسعه فرهنگی در قالب سیاست های فرهنگی که نوعی ضرورت توسعه مند، پویا و همه جانبه را بیان می کند. سیاست فرهنگی سنتی آن بخش از توسعه فرهنگی است که هدف آن افزایش شناخت جهانی از آثاری از میراث فرهنگی است که ارزش های نخبگان را بیان میکند. در اینجا هدف آن است که فرهنگ به مدد اشکال سنتی چون موزه، کتابخانه، و تائتر در دسترس مردم قرار بگیرد. از اینرو تأکید بر عرضه است و هدف افزایش مصرف فرهنگی است. هدف سیاست فرهنگی جدید دموکراتیزه کردن فرهنگ است، این سیاست می خواهد توسعه فرهنگی افراد را اعتلاء بخشد باید متکی بر مشاهده رفتار و تحقیق در زمینه آرزو ها باشد و به تقاضاها اعتناء کند. باید به فرهنگی که تجربه می شود راه داد، فرهنگی که بر روند یادگیری فرهنگی تأکید دارد و شرایط هر فرد را در نظر دارد؛ در عصر امروز در هر جامعه ای قابل مطالعه است. گردشگری و توسعه فرهنگی هم به نوعی در رشد هویت های فرهنگی (بومی و ملی) مؤثر است، بخش دیگری از عناصر و لوازم توسعه فرهنگی جوامع از طریق گردشگری شکل می گیرد. در واقع گردشگری در چند دهه اخیر نقش بارزی در فرهنگ گرایی توسعه داشته است. گردشگری و صنعت گردشگری به صورت پایدار در توسعه همه جانبه نقش اساسی دارد.

یکی از راه های گسترش توسعه فرهنگی در جوامع شناخت میراث فرهنگی و ارزش های بومی و محلی آن جامعه است، گردشگری از لوازم این شناخت می باشد. در توسعه توریسم به مسئله فرهنگ توجه خاصی می شود، آثار باستانی و کهن هر کشور معرف فرهنگ خاص همان کشور است، این آثار دارای ارزش های معنوی بسیار زیادی است که برای آن قوم به طور اخص و جاذبه های برای دیگران به طور اعم دارد،که در نتیجه باعث جلب و جذب دیگران جهت بازدید و شناخت آن جاذبه ها و آثار می گردد. در شناخت رابطه توسعه فرهنگی و توریسم دو نکته حائز اهمیت است: یکی فرهنگ انفرادی و دیگری فرهنگ همگانی. فرهنگ انفرادی، آموزش ها و مهارت های فردی است، یعنی یک نفر با کمک مهارت و استعداد فردی خود اثری به وجود می آورد، که در فرهنگ قوم و یا جماعتی مشخص اثر بارز و ارزنده ای محسوب می گردد. فرهنگ همگانی از تکامل تریجی افکار و پیشرفت همگانی یک اجتماعی به وجود می آید رابطه توسعه فرهنگی و گردشگری فقط به رابطه مردم و اشیاء و یا انواع فرهنگ ها و آثار کهن و نظایرآن محدود نمی شود. بلکه به بسط نوعی رابطه معنوی فرهنگ که شامل آگاهی از روش ها و کردارها و به طور خلاصه هنر و نحو زندگی و روابط انسانی اقوام مختلف و مسافرت مردم جهت آگاهی از آنچه که در دنیایی امروز می گذرد نقش بسیار مهم و ارزنده ای در بسط توسعه فرهنگی ملل مختلف ایفاء می نماید. رابطه گردشگری و توسعه فرهنگی را می توان در گردشگری فرهنگی مورد مطالعه قرار داد. در گردشگری فرهنگی اشاره به جذابیت های فرهنگی هر جامعه باید کرد. در مناطق در حال توسعه من جمله ایران این جذابیت ها به صورت اماکن زیارتی، هنرهای دستی، فعالیت های فرهنگی محلی منطقه ای - ملی و قابل بررسی است. گردشگری فرهنگی، از نظر ماهیت، افراد متعلق به فرهنگ های مختلف و گروههای مذهبی سنتی و کسانی که به سیستم اقتصادی پیشرفته تعلق دارند، همه را در یک جا گرد هم می آورد. گردهمایی این افراد مختلف در بستر یک تجربه گردشی، می تواند اثرات بالقوه زیادی، بویژه در جامعه سنتی و محلی، داشته باشد گردشگری فرهنگی فرصت هایی را به وجود مِی آورد که افراد متعلق به فرهنگ های گوناگون بتوانند یکدیگر را درک کنند و به غنای فرهنگ یکدیگر پی ببرند، البنه گاهی هم این کار موجب سوءتفاهم یأس طرفین می شود. توسعه فرهنگی بر ساختار جامعه از طریق گردشگری اثرات قابل ملاحظه ای را می گذارد، هنگامی که از فرهنگ به عنوان یک عامل جذب استفاده می شود، اثراتی چون (افزایش حمایت از فرهنگ سنتی، به نمایش گذاردن هویت قومی، تجدید حیات هنر های سنتی و) قابل بررسی است. هنگامی که بین گردشگران و ساکنان تماس مستقیم صورت می گیرد، این مسئله باعث این می شود که از نظر تعامل فرهنگی، نمودهای منفی را از بین برده و فرصت های اجتماعی را افزایش یابد. گردشگری و توسعه فرهنگی باعث ایجاد این عامل شده که، در مشاغل و ساختار اقتصادی و در نقش های اجتماعی تغییر ایجاد شود، این عامل موثر فرصت های جدید اجتماعی و اقتصادی را ایجاد کرده و باعث کاهش نابرابری های اجتماعی می شود، عامل دیگری چون توسعه تشکیلات گردشگری در حوزه فرهنگ و گردشگری با پیامدی چون افزایش محل های گردشگری و تفریحی همراه است.

البته باید متذکر شوم که این مطالب رو از چند منبع استفاده کردم ولی خوب از آنجا که برای دو هفته نامه بود و این دوستان منابع رو حذف کردند من هم مطالب آخر رو به همراه اصلاحات برای شما قرار دادم.






نویسه جدید وبلاگ

اهمیت و ضرورت ترویج گردشگری تاریخی - فرهنگی در استان مازندران

منطقه مازندران از نظر جاذبه های طبیعی به عنوان مهمترین کانون فعالیت های گردشگری فراغتی، موقعیتی ممتاز دارد. برخورداری از سواحل هموار و ماسه ای دریایی، همجواری با دریا و جنگل و کوهستان، وجود راه های ارتباطی بسیار با تهران و همچنین راه های درون منطقه ای عامل موثری در شکل گیری کانون های گردشگری به شمار می آیند. جاذبه های این استان نه تنها برای مسافران ایرانی که از گوشه و کنار برای گذران اوقات فراغت خود راهی این دیار می شوند بلکه برای گردشگرانی با ملیت های مختلف که همواره شیفته فرهنگ و آثار تاریخی و مناظر سحر آمیز و مردم مشرق زمین بوده اند از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار است.

بررسی طرح های گردشگری کشور اعم از برنامه ملی گردشگری ایران، طرح های گردشگری جامع استان ها، طرح های تفصیلی گردشگری شهرستان ها و مناطق نمونه گردشگری نشان می دهد علی رغم تمایل برنامه ریزان به برنامه ریزی منطقه ای گردشگری، عمدتا سطح بندی توسعه مقصدها در منطقه انجام نمی گیرد و یا در صورت انجام، تعیین سطح و جایگاه توسعه مقصدهای گردشگری، کمتر بر اساس معیارها و شاخص های جامع و خاص گردشگری است. این شکاف در طرح های گردشگری کشور موجب گردیده تا توسعه مقصدهای گردشگری در یک منطقه کمتر متوازن و متعادل با قابلیت های گردشگری باشد. نبود معیار ترتیب و تقدم و تاخر گسترش طرح های گردشگری و نبود نگاه جامع، منظم و برنامه ریزی شده برای گسترش و کنترل فعالیتها در مقصدهای گردشگری موجب توسعه غیرعقلانی و خودجوش فعالیت های خاص گردشگری در استان مازندران گردیده است. این شیوه گسترش منجر شده تا توازن و تناسبی در بارگذاری  فعالیت ها در سطح مقصدهای گردشگری صورت نپذیرد و پیامد آن اثرات منفی زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی در منطقه است. هنوز "طرح جامع گردشگری استان مازندران" تهیه نشده و سایر طرح های کلان هم چون "توسعه صنعت گردشگری در محدوده ی ساحلی دریای مازندران" تازه مطالعاتش به پایان رسیده است. حال آنکه توسعه ی ناموزون و ناپایدار، سال هاست که در این منطقه دیده می شود و نارضایتی ساکنان و گردشگران را موجب شده است. با نگاهی به این شرایط می توان با اندکی تأمل دریافت که بهترین راه حل، ترویج گردشگری فرهنگی - تاریخی در استان است تا هم به عنوان عاملی بازدارنده در استفاده بیش از ظرفیت و مخرب از جاذبه های طبیعی منطقه عمل کند و هم خود به عنوان یک نوع گردشگری خاص، آثار باستانی و تاریخی را به گردشگران معرفی کرده و در ترویج شناخت فرهنگ غنی و تاریخی این استان یاری رساند. همچنین با گسترش توریسم فرهنگی، توجه به حفظ و نگهداري از اماکن تاریخی و باستانی بیشتر شده و ارگان های مربوط متوجه مسئولیت خویش در قبال نگهداري از این آثار ارزشمند می شوند .

از دیگر معضلات در روند کنونی گردشگری استان مازندران وجود ظرفیت بیش از حد گردشگران در زمان های خاص در یک منطقه است که شاهد آثار زیست محیطی آن هستیم.  از  نمونه های بارگذاری نامناسب می توان به پراکنش ناهمگون گردشگران در بین مقصدهای استان مازندران اشاره کرد که بنابر اعلام سازمان گردشگری استان مازندران سالانه 70درصد گردشگران استان به مقصدهای غربی وارد می شوند. عدم کنترل و نظارت بر گسترش بی رویه ی فعالیت های گردشگری موجب گردیده تا نارضایتی های مسافران و گردشگران از یک سو و نارضایتی ساکنان محلی از سوی دیگر به کاهش کیفیت تجربه گردشگری در این استان منجر گردد و توسعه گردشگری در استان مازندران از توسعه پایدار گردشگری فرسنگ ها فاصله بگیرد.






نویسه جدید وبلاگ

مطالبی پیرامون گردشگری مازندران که در چندین شماره دو هفته نامه اخبار مازندران به چاپ رسید رو این برای شما قرار می دم

مفهوم گردشگری

گردشگری مفهوم نسبی است که با هر رویکردی می توان از آن کنش گری متفاوتی را انتظار داشت. در واقع اصطلاح توریسم یا گردشگری، برای اولین بار به طور رسمی در سال 1937 میلادی و توسط "جامعه ملل" بکار گرفته شد. هم اکنون گردشگری به شاخه های گوناگونی تقسیم شده است که در تمامی آن ها، درآمدزایی و جنبه اقتصادی آن در وجه نخست توجهات به آن است. با نگاهی دقیق به تاریخچه گردشگری می توان به چگونگی تغییر کاربری اشکال گوناگون آن پی برد. انسان زندگی خود در زمین را با سفر آغاز کرده و مسافرت و سفر در ذات و سرشت انسانی بوده است،به ویژه همگام و همزمان با پیشرفت تکنولوژی های ارتباطی و وسائل حمل و نقل پس از جنگ جهانی دوم رونق و گسترش چشمگیری یافته و به شکلی از فراغت همگانی و توده ای تبدیل شد.

بطور کلی در كشور هاي توسعه يافته واژه گردشگري از قرن نوزدهم و به ويژه در قرن بيستم كه وسايل حمل و نقل سريع جايگزين وسايل قديمي گرديد از معناي فردي به سوي مكتبي جمعي براي سفر تغيير ماهيت داد. واژه صنعت به عنوان پيشوند در كنار واژه گردشگري به اين دليل قرار مي گيرد كه، در فرایند فعاليت هاي گردشگري، فعاليت هاي اقتصادي مختلفي همچون حمل و نقل، ساخت انواع وسايل صيد و شكار تا جاده سازي، صنايع دستي و نظير آنها مورد نياز واقع مي شود. به همين دليل امروزه اصطلاح صنعت گردشگري در اكثر كشور ها كه عموما كشور هاي پيشرفته و توسعه يافته هستند، به طور رسمي و قانوني مورد استفاده قرار مي گيرد. هرچند در بعضي از كشور ها اين اصطلاح رایج است اما هنوز جنبه قانوني به خود نگرفته است و فعاليت گردشگري عملا جزء خدمات محسوب مي شود. در كشور ايران نيز گردشگري به واقع جزء مجموعه خدماتي محسوب مي شود و صنعت تلقي شدن آن مخالفان فراواني دارد. زيرا اگر اين اصطلاح از نظر قانوني پذيرفته شود و به طور مصوب گردشگري صنعت تلقي شود و نه خدمات، اين رشته از اعتبارات و وام هاي صنعتي استفاده خواهد كرد كه داراي مزايا بسياري نسبت به خدمات است. به همين منظور هم اکنون مفهوم گردشگری در دنیا به عنوان مفهومی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی شناخته می شود و سیاستمداران کشورهای مختلف سعی می کنند تا با جذب گردشگر چه از لحاظ اقتصادی و چه رویکردها تبلیغاتی، کشور خود را مطرح و در سطح بالایی نشان دهند.

ایران کشوری سرشار از جاذبه های فرهنگی، تاریخی و طبیعی است، اما به دلایلی چند از جمله عدم وجود برنامه ریزی های سازمان یافته، از این توان های های سرشار در گسترش صنعت گردشگری کمتر بهره گرفته شده است. در این میان استان مازندران، نسبت به دیگر استان ها کشور با داشتن جاذبه های فرهنگی، تاریخی و طبیعی از جمله مناطقی است، که هر ساله گردشگران داخلی بسیاری را به خود جلب می کند. تقریباً اکثر گردشگرانی که به استان مازندران سفر می کنند هدفشان لذت بردن از جاذبه های طبیعت گردی است و به جرأت می توان گفت تقریباً بیشتر آنان از وجود جاذبه های فرهنگی- تاریخی غنی در این استان بی اطلاع هستند. این مسئله منجر شده تا عدم توازن و تناسبی که در مقصدهای گردشگری استان صورت پذیرفته، امروزه موجب پیامدهایی فراوان همچون اثرات منفی و زیان بار زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در استان مازندران شده است.

 

از گردشگری آفتاب و دریا و شن تا گردشگری فرهنگی در استان مازندران

همانطور که در مطلب شماره قبل ذکر شد گردشگری شامل گونه های مختلفی است، که در این گفتار و گفتارهای بعدی به دلیل اهمیت گردشگری فرهنگی در ایران به این گونه از گردشگری پرداخته می شود. در واقع گردشگری فرهنگی در کنار بحث درآمد زایی، به مفهوم آگاه سازیی مردم در خصوص میراث فرهنگی یک کشور می پردازد. قابل ذكر است كه امروزه اصطلاحات گردشگري فرهنگي و گردشگري ميراث به جاي يكديگر به كار رفته است و طبق تعريف ارائه شده از كنوانسيون ميراث جهاني يونسكو در سال 1972 م ميراث به دو دسته فرهنگي و طبيعي تقسيم مي شود. نوع اول شامل مقبره ها، ابنيه تاريخي، محوطه هاي باستاني (شامل تپه های باستانی و سايت موزه ها) و جاذبه هاي معماري و يادمان هاي تاريخي مي شود و نوع دوم شامل زيست شناسي، زمين شناسي، همچنين گياهان و حيوانات حفاظت شده و نواحي از زمين كه داراي ارزش علمي و زيبا شناختي هستند. در ديدگاههاي توسعه گردشگري، ميراث طبيعي با ميراث فرهنگي، با وجود تفاوت هاي موضوعي با يكديگر بر هم كنش دارند.

گردشگری فرهنگی از جمله رویکردهای مهمی است که در کنار بحث گردشگری صرف، به مباحث فرهنگی نیز می پردازد و آگاه سازی فرهنگی را یکی از مهمترین رهیافت های خود قلمداد می کند. به همین دلیل گردشگری فرهنگی به عنوان یکی از مهم ترین بخش های صنعت گردشگری در دو دهه ی اخیر از رشد بالایی برخوردار بوده است. امروزه گردشگری فرهنگی به عنوان یکی از جذاب ترین بازارها برای مقاصد گردشگری مطرح می شوند و همچنین از نقطه نظر عرضه کنندگان نیز دارای اهمیت بسیار است زیرا از یک سو میراث فرهنگی معمولاً به سختی می تواند توسط دیگر رقبا مورد تقلید قرار گیرد و از سوی دیگر گردشگری مذکور، به دلیل داشتن اثرات مخرب کمتر، نسبت به سایر اشکال گردشگری ، مطلوبیت بیشتری دارد.

در این میان ایران کشوری است سرشار از جاذبه های فرهنگی، تاریخی و طبیعی که منبع مناسبی برای گردشگری کشورمان محسوب می شوند، اما به دلایلی چند از جمله عدم وجود برنامه ریزی های سازمان یافته، از این توان  سرشار در گسترش صنعت گردشگری کمتر بهره گرفته شده است. بسیاری از مکان های دارای قابلیت جذب گردشگر در کشورمان، چه بسا برای عموم ناشناخته و گمنام باقی مانده اند و حتی در حالت خوشبینانه، بسیاری از این مکان ها تنها به عنوان مقاصد گردشگری تک منظوره مورد بازدید قرار می گیرند.

در این میان استان مازندران، با قابلیت های فراوان و جاذبه های فرهنگی، تاریخی و طبیعی، از جمله مناطقی است که می توان به آن اشاره کرد. این استان با داشتن جاذبه های طبیعت گردی غنی، هر ساله گردشگران داخلی بسیاری را به خود جلب می کند. این در حالی  است که این منطقه از پتانسیل های گردشگری فرهنگی -تاریخی نیز برخوردار است که متاسفانه به دلیل عدم شناخت و معرفی مناسب، گردشگران به این سمت هدایت نمی شوند.

تقریباً همه ی گردشگرانی که به استان مازندران سفر می کنند هدفشان لذت بردن از جاذبه های طبیعت گردی است و به جرأت می توان گفت تقریباً بیشتر آنان از وجود جاذبه های فرهنگی تاریخی غنی در این استان بی اطلاع هستند. در حالی که می توان با برنامه ریزی و مدیریت صحیح گردشگران را از وجود جاذبه های  فرهنگی آگاه ساخت تا هم گردشگران داخلی به این سمت هدایت شوند و هم گردشگران بین المللی را که قبل از انقلاب به قصد گردشگری "آفتاب و دریا و شن" به این استان سفر می کردند و امروزه با توجه به جهان بینی اسلامی موجود در جامعه ایرانی، نمی توانند با این هدف به این منطقه سفر کنند، با هدف گردشگری فرهنگی تاریخی به این استان وارد کرد. از این طریق می توانند با ارتباط دادن گردشگری فرهنگی با گردشگری صرفا تفریحی، به نوعی امر آگاه سازی فرهنگی و در دیدی کلان تر تعاملات فرهنگی یک جامعه را با جامعه ای دیگر تسهیل بخشند. در واقع گردشگری که تنها به قصد استفاده از سواحل دریا وارد یک بوم می شود، با فرهنگ آن منطقه بطور ناخودآگاه آشنا شده و تنها با برنامه ریزی های کلان است که می توان ذهن گردشگر را درگیر مسائل فرهنگی نمود، زمانی گردشگری فرهنگی موفق خواهد بود که شخص گردشگر با درکی درست از بافتار منطقه، سفر تفریحی خود را به پایان برساند.

 




نویسه جدید وبلاگ

مقاله پژوهشی باستان شناختی پیرامون شهر تاریخی ترنجه را می توانید از طریق این لینک دریافت کنید





نویسه جدید وبلاگ

 چکیده مقاله تفسیری بر ظرف پیکره ها رو که کار گروهی از من و دوستان هست (البته بیشتر زحمات مقاله بر دوش آرمان عزیز بود) رو برای شما قرار دادم تا اگر مایل به مطالعه بودید اصل مقاله رو در این لینک مورد مطالعه قرار بدید

تفسیری بر ظرف پیکره های انسانی شمال و شمال شرق فلات ایران در عصر مفرغ متاخر

 

«کار هرمنوتیک بسط رویه فهم نیست بلکه شفاف سازی شرایطی است

که در آن شرایط "فهم" رخ می دهد...» (Gadamer, 1975: 263).

 

چکیده

مواد فرهنگی بصورت معنا دار تولید می شوند و معنای آن در طول زمان می تواند تغییر کند و یا به فراموشی سپرده شود. یکی از رهیافتهای باستان شناسی فرامدرن دریافت معنا و فهم یک شی است. در این زمینه "تفسیر" به عنوان رویکردی برای دریافت مفاهیم از چیزها پیشنهاد شده است. تفسیر صورتی خاص از تبیین بشمار می آید که عموما بدلیل قرارگیری در چارچوب هرمنوتیک، نگاهی ورای توضیح به یک ماده فرهنگی دارد. برای پی بردن به مفهوم مواد فرهنگی باید شرایط اجتماعی را در بافتار زمانی آن درک کنیم. چشم انداز حوزه شمال و شمال شرق فلات ایران در بستر باستان شناختی مفرغ متاخر از فرهنگی مشابه و تقریبا یکدست برخوردار بوده است. ظرف پیکره هانی انسانی، به عنوان یکی از مواد فرهنگی بشمار می آید که عموما در بسترهای تدفینی این دوره، از کاوشهای باستان شناختی بدست آمده است. در واقع این چشم انداز فرهنگی را می توان به عنوان متنی در نظر گرفت و ظرف پیکره های موجود را به عنوان یکی از ظریف ترین نشانه های این متن تفسیر نمود و با بررسی بستر اجتماعی آن، به نشانه های جنسیتی و هویتی این شیء پی برد.

 

واژگان کلیدی: ظرف پیکره، شمال و شمال شرق، مفرغ متاخر، باستان شناسی تفسیری، جنسیت، نماد.






نویسه جدید وبلاگ

ولادت (یلدا) خورشید (مهر) رو تبریک می گم.

خیلی وقت بود که مطلب نذاشتم یعنی وقت نشد این ترم کمی واحد زیاد برداشتم البته تا حدی مجبور شدم، وگرنه اگر به اختیار خودم بود کمتر واحد بر می داشتم و بیشتر مطالعه می کردم . اما خوب ترم هم تموم شد و کمی می شه استراحت کرد و مطالعه کرد.  می خواستم کمی در مورد یلدا برای شما مطالبی رو بنویسم. ابتدا سعی کردم با مطالعه مطلب بذارم اما گویا تنبل شدم و مثل دانشجوها اول رفتم سراغ اینترنت (بچه ها رو من تاثیر گذاشتن) و جالب بود بیشتر سایت ها مطلب ویکی پدیا رو کپی کرده بودند، خوب بگذریم به شما هم پیشنهاد می کنم که شما هم اگر دوست داشتید همون سایت اصلی (ویکی پدیا) رو بخوانید.
دیروز (پنج شنبه) ظهر دانشجو های مدیریت جهانگردی و هتلداری مازیار هم پیشاپیش تولد خورشید رو به جشن نشستند. با اینکه زمان کم بود اما برنامه خوبی بود و از تک نوازی دف خانم یگانگی تا صحبت در مورد آداب و رسوم این شب در شمال ایران، همه همه خوب بود.
تو این مراسم با خانم آلن توکلی آشنا شدم. ایشان فنلاندی هست و گویا 50 سالی در ایران زندگی می کنند. بیشتر فعالیت ایشان در مورد حفاظت از پرندگان مهاجر سیبری است که به منطقه مازندران مهاجرت می کند. موضوعی که من خیلی برام جالب بود. باید در این زمینه (حفاظت از پرندگان مهاجر) کار فرهنگی انجام داد.
اگر هم وقت کردید به بازار فروش پرنده در فریدونکنار بروید متوجه می شوید من چه می گویم. و البته خانم توکلی در اون مراسم در مورد احترام به پرنده در غرب و در ایران چه می گفت.






نویسه جدید وبلاگ

از مه میترا تا بابل

مقاله دانشجوی خوبم مسیح با عنوانی که در بالا به آن اشاره کردم را از طریق لینک زیر می توانید مستقیم دریافت کنید.

http://www.anthropology.ir/node/19573

این مقاله در مورد شهر بابل است از وجه تسمیه تا جایگاه این شهر در منابع مکتوب می باشد.






نویسه جدید وبلاگ

دیشب در گشایش مراسم بنیاد فرهنگ مهر آمل (مرکز آمل شناسی) بسیاری از مسولین و شخصیت های سیاسی و فرهنگی استان حضور داشتن اما من از حضور یک نفر خیلی لذب بردم و باعث افتخارم بود که یک بار دیگه در محفلی باشم که استاد کیوس گوران شعر بخونه بنابراین اگر افرادی که ایشون رو نمی شناسن که بعید هستو لوی من مطالبی از زندگی نامه ایشون و کار های و مجوعه شعر هاش رو براتون قرار دادم الته مطالب از سایت طبرستان آنلاین می باشد

توصیه می کنم به دوستان که در قسمتی که مربوط به آثار ایشون هست مطالعه کنید آثار ایشون رو تهیه کنید و حتما گوش کنید.


کیوس گوران اوریمی معروف به کیوس (۷ خرداد۱۳۱۷هجری شمسی برابر با ۲۸ می ۱۹۳۸ (میلادی) در اوریم ِسوادکوه، مازندران، ایران) شاعر، نویسنده، خواننده و روزنامه‌نگار تبری است. وی پایه‌گذار شعر انتقادی و اجتماعی مازندرانی در عصر معاصر است. کیوس در خانواده‌ای به دنیا آمد که پدرش میرزداش نام داشت و از مخالفان حکومت پهلوی در مازندران بود و در دوران کودکی کیوس گوران، پدرش به عنوان زندانی سیاسی بود.
وی پس از گذرندن تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در مازندران، به تهران کوچید و برای گرفتن مدرک پزشکی در تبریز امتحان داد که مردود اعلام شد. سپس جلوی ادامهٔ تحصیلش را گرفتند و گفتند که تا ۱۰سال نمی‌تواند درسش را ادامه دهد. برهمین اساس به هلند رفت ولی پس از مدتی اعلام شد که وزارت علوم مدرک صادر شده از دانشگاه هلندی را هم قبول ندارد. کیوس گوران نیز به ایران بازگشت.


کار مطبوعاتی را با روزنامهٔ اقتصادی بورس در تهران شروع کرد و سپس به روزنامهٔ تهران جورنال، که روزنامهٔ انگلیسی‌زبان موسسهٔ اطلاعات بود، کیوس گورانرفت. پس از مدتی محرمعلی خان (مأمور سانسور ِاخبار در زمان پهلوی دوم) از انتشار نویسه‌های وی در روزنامه‌ها جلوگیری نمود، همچنین پس از مدتی مجبور به ترک تحصیل شده و شغلش موجب گشت که به جنوب کشور برود.

وی هم‌اکنون به زبان‌های مازندرانی و فارسی شعر می‌گوید و تاکنون سه آلبوم با نام‌های «مازرون»، «مازرون۲» و «چل سال عاشقی» منتشر نموده‌است.

کیوس گوران به موازات سرایش شعر، همکاری مطبوعاتی را جدی‌تر با نشریات محلی مازندران ادامه می‌دهد و سرمقاله‌های برخی هفته‌نامه‌ها را می‌نویسد. وی بر اثر بیماری گوش-مغزی، ناشنوا شد و هم‌اکنون به کمک لب‌خوانی با دیگران ارتباط کلامی دارد.

زندگی
کودکی و طی‌نمودن تحصیلات
کیوس گوران اوریمی در تاریخ ۷ خرداد۱۳۱۷هجری شمسی برابر با ۲۸ می ۱۹۳۸میلادی در اوریم سوادکوه در استان مازندران به دنیا آمد. نام کیوس که نامی تبری است، از روی پسر نخست ِقباد ساسانی و سردار خشایارشاه گرفته‌شده[۴] که سرسلسلهٔ دودمان باوندیان تبرستان می‌باشد. گوران (نام خانوادگی او) نیز از کلمه گبران برداشت‌شده که در اثر مرور زمان تغییر یافته به گوران. گبران به معنی زرتشتیان است. مردم گوران زرتشتیانی هستند که پس از تغییر دین مردم ایران به اسلام، هنوز تغییر دین نداده‌اند.

وی دربارهٔ نسب و نام‌خانوادگی خود می‌گوید:
از نام فامیل خود همین می‌دانم که گوران طایفه‌ای بزرگ هستند و منتشر در کردستان و لرستان و تعدادی در اصفهان و گویا از نوادهٔ بهرام گور که به تبعید به اینجا و آنجا شدند. ایضاً فرقه‌ای در کردستان هم است.

مادرم پری‌دخت اَرفه‌کوه بود و نسبش به امیر دوران، امیرمؤید سوادکوهی، می‌رسد و بدین شکل او نیز از فرزندان باوندیان ِساسانی‌تبار بود.

اما عمرش به سه دهه نرسیده‌بود که به هنگام زایمان ِپنجمین فرزندش، دار فانی را وداع گفت و کوه و دشتِ حضورِ خویش را نالاند، ناصرخان را گریاند، و مرا که فرزند ارشدش بودم، در ده سالگی به ضجّه و زاری رساند.
مرگ مادر، هوهو زن کوی و کوچه‌هایم کرد و از آبشخور آن درد است که هنوز رُباب دلم دائم‌النغمه است.

در اوایل سال‌های کودکی کیوس گوران، پدرش که «میرزداش» نام داشت و از مخالفان نظام حکومتی پهلوی دوم بود، به عنوان زندانی سیاسی محبوس شد.

وی دربارهٔ پدرش می‌گوید:

  هر وقت می‌آمدند که پدرم، میرزداش، را ببرند، ما گریه می‌کردیم و جیغ و داد سر می‌دادیم. به قول پدرم همان موقع مبارزات سیاسی ما شروع شد. هیچ‌‌و‌قت نمی‌توانستیم با سیستم کنار بیاییم. مرا می‌بردند پاسگاه ژاندارمری و جلوی چشم من، پدرم را شلاق می‌زدند.
وی در سنین کودکی در روستای حاجی‌کلا می‌زیست. این روستا که در حاشیه غربی رودخانه تالار قرار داشت، فاقد مدرسه بود و بنابرین وی تحصیلات ابتدایی را در روستای کفشگرکلا در سوی شرقی تالار آغاز نمود. در سال پنجم ابتدایی، به الزام برای ادامه تحصیل به شهر شاهی (قائم شهر امروزی) رفت و توانست دیپلم خود را در رشته طبیعی بگیرد. وی می‌خواست در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهد پس به تهران کوچ نمود و مقدمات را برای شرکت در آزمون فراهم کرد. با چند نفر از دوستانش عازم تبریز شد تا در آزمون پزشکی آن شهر شرکت کند. وی در این آزمون موفق نشد و کیوس را درحالی‌که نمره قبولی داشت، مردود شمردند. کیوس نیز پیگیری نمود و خواستار آن شد که وی را در فهرست قبول شدگان ِآزمون بنویسند. ولی به او گفته‌شد که «بچهٔ بلشویک‌ها نباید پزشکی بخواند». سپس در سال۱۳۳۹ با رییس دانشکدهٔ علوم بحث کرد و وقتی وی را صدا کرد ریاست دانشکده فرار کرد و بعدها به وی گفت که ده سال از درس خواندن محروم شده زیرا قصد ترورش را داشته.

پیش از انقلاب در تهران
وی پس از آن که نتوانست در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل دهد، به تهران بازگشت و کار مطبوعاتی را با روزنامهٔ اقتصادی بورس در سال۱۳۴۰ در تهران آغاز نمود.
یک دفعه کیوس گوران برای انجام مصاحبه‌ای برای روزنامهٔ بورس به بانک کار رفت که در آنجا، مسئولیت روابط عمومی ِبانک با قاسم لاربن بود. لاربن به وی توصیه نمود که روزنامهٔ بورس را ترک کند و به اطلاعات رود. وی پس از آن به روزنامهٔ تهران جورنال (اطلاعات کنونی) رفت و پس از مدتی خواستار آن شد که بتواند در هفته‌نامهٔ اطلاعات هم بنویسد ولی محرمعلی خان که مسئول سانسور اخبار در آن زمان بود از انتشار نویسه‌های وی جلوگیری می‌نمود. وی در اواسط دهه ۱۳۴۰ه.ش. به عنوان کارشناس هیدرولوژی منابع آب به لرستان رفت. در سال ۱۳۴۱هجری شمسی در اهواز و به سفارش دکتر پیراسته، در ادارهٔ آب و خاک خوزستان که کارش مطالعه رژیم بر رودخانه‌ها بود مشغول به کار شد.

وی در همین ایام به یکی از دانشگاه‌های هلند رفت تا مدرکی در آنجا کسب نماید ولی به دلیل سابقه‌ی مبارزات پدرش، وزارت امورخارجه به وی اعلام نمود که مدرک ِدانش‌آموختگان دانشگاه مزبور، در وزارت علوم مورد قبول نخواهد بود. در این زمان دانشکده‌اش به وی اعلام کرد که فقط در صورت قبول‌نمودن تابعیت یکی از ملل بولیوی یا مصر و سپس ادامهٔ زندگی در هلند قادر خواهد بود که تحصیلاتش را ادامه دهد. برهمین اساس وی تحصیلاتش را نیمه گذاشت و به ایران بازگشت.
پس از انقلاب و فعالیات هنری
وی به علت مشکلات بسیاری که در نویسندگی و کار در مطبوعات برایش وجود داشت، تصمیم گرفت اشعارش را به صورت کاست صوتی و با صدای خودش منتشر سازد. وی سرانجام در سال ۱۳۷۸هـ.ش. توانست کاستی با نام مازرون۱ را توسط انتشارات ِفرهنگخانه مازندران پخش کند. پس از ۴سال نیز اقدام به پخش کاست مشابهی به نام مازرون۲ نمود که با استقبال زیادی روبرو نگشت.

در اسفند سال۱۳۵۶ گوش به مرضی مبتلا شد. وی ابتدا به پزشکانی در ساری مراجعه نمود. تشخیص بیماری نادر گوش-مغزی (به انگلیسی: Meniere) داده‌شد و وی به تهران رفت، اما در آن شهر نیز گفته‌شد که این بیماری معالجه‌ای ندارد. یک ماه بعد عازم انگلستان شد. در انگلیس هم تشخیص پزشکان ایرانی تائید گشت. یکی از پزشکان انگلیسی به او گفت که این بیماری را می‌توان تحت کنترل داشت و لازمه‌اش اقامت حداقل سه ماهه در لندن است. ولی وی قبول نکرد و به ایران برگشت. اما تشدید وضع منتهی به سرگیجه‌های دَوَرانی وحشتناک شد، نهایتاً کیوس گوران در تهران به جراحی گوش رضایت داد و گوش راستش بدین ترتیب کاملأ ناشنوا شد تا در نتیجه از سرگیجه‌هایش کاسته شود. یک سال نگذشته بود که گوش چپ وی نیز به همین بیماری دچار شد و سفرش به اروپا و حتی امریکا نتیجهٔ کاملی نداشت. وی در حال بهبود بود که به علت فشار عصبی، شنوایی‌اش را به طور کامل از دست داد.

در این مدت به صورت نامرتب در برخی نشریات محلی مازندران از جمله پیام مازندران، نهضت شمال و کایر و پیام مستضعفین و زنگ تاریخ مقالاتی می‌نوشت و گاهی اشعاری را در این نشریات پخش می‌نمود. سرانجام در اسفند سال ۱۳۸۸ کاست دیگری به نام چل سال عاشقی را توسط انتشارات مهرآوا پخش نمود. این بار دیسک‌های سی‌دی ِحاوی صدای کیوس با کتابچهٔ شعرها و برگردان فارسی همراه بودند.

خانواده کیوس گوران
کیوس گوران در سال۱۳۳۹ با یکی از دوستانش در انجمن ایران و آمریکا به مرور و مطالعه زبان‌انگلیسی پرداخت و هفته‌ای را به عنوان مهمان در خانهٔ دوستش ماند، در طول آن هفته خانم سیاه پوشی به آن خانه آمد که سوگوار مرگ همسرش بود و از کیوس خواست به منزلشان برود و کمکی به فرزندان آن زن، درس انگلیسی دهد. وی طی آموزاندن انگلیسی به کودکان آن خانواده، عاشق یکی از دخترانشان، به نام لیلی شد و از وی درخواست ازدواج نمود. به رغم مخالفت‌های خانواده‌های دوطرف، این دو در تاریخ ۱۶اسفند ۱۳۴۲ ازدواج کردند. هم‌اکنون حاصل این ازدواج دو دختر بوده که یکی از آن‌ها در اروپا زندگی می‌کند.

آثار
کیوس گوران به دو زبان تبری و فارسی شعر می‌سراید؛ ولی راغب نیست که اشعار فارسی‌اش انتشار یابند. اشعار مازندرانی وی تاکنون در سه اثر منتشر شده‌اند. شعرهای کیوس اغلب در قالب‌های غزل، قصیده، مثنوی، نیمایی و دو‌بیتی هستند. وی دلیل پرآوازه‌شدن آثارش را همین تنوع در سبک شعری می‌داند. اشعار وی بسیار بانشاطتر از دیگر شعرهای تبری هستند زیرا وی کوشیده به جای «شِکوه» و «ناله» از اشعاری موزون و ترانه‌وار استفاده کند.

انگیزه‌ها
پیش از حمله مغول، زبان تبری ادبیات پرباری داشت و بدین سبب از قالب‌های شعری بسیاری استفاده می‌شد و حتی گاه عده‌ای از شعرا سبک جدیدی برای اشعارشان تهیه می‌کردند. ولی با حملهٔ مغولان به تبرستان و نابودی شاخهٔ اسپهبدان ِباوندیان، شعرا انگیزهٔ شعر سرودن را از دست دادند و اغلب کتبی که در کتابخانه‌های سراسر تبرستان وجود داشت به آتش کشیده‌شدند و این پیشینهٔ ادبی از بین رفت. پس از آن نیز با شروع جنگ‌های داخلی تبرستان، مجالی برای سرودن شعر نبود، البته در این دوره هم اشعاری زیبایی از قطب رویانی می‌بینیم، که نشان از نفرت شعرای آن دوره از جنگ دارد. هم زمان با دورهٔ صفویه دوبیتی در بین شاعران تبری‌سرا رواج یافت و شاعرانی چون امیر پازواری و طالب آملی شروع به گفتن این گونه اشعار نمودند. پس از آن نیز با تقلید از اشعار امیر پازواری، عده‌ای که به امیری‌خوان معروفند، شروع به سرودن اشعاری در قالب امیری شدند.

کیوس گوران در دوران معاصر دوباره شعرهای مازندرانی را با نوعی طراوت و تنوع مواجه کرده. در اشعار وی بسیاری از سبک‌ها دیده می‌شوند. کیوس گوران خود درباره انگیزه‌اش می‌گوید:

  من آمدم شعر مازندرانی را از آن شکل دو بیتی خارج کردم. اعتقاد داشتم شعر مازندرانی هم می‌تواند غزل یا قصیده باشد، مثنوی باشد، و دو‌ بیتی هم باشد و اینکه شعر مازندرانی در گذشته، در همان دو بیتی‌های معروفش، فقط شِکوه بود و غالباً شکوهٔ عاشقانه بود یا ظلم عاشق و معشوق مطرح بود و یا ظلم ارباب و رعیت. همیشه این دوتا بود. بعد من آمدم و گفتم مثلاً آقا بیاییم بگوییم آب چرا گل‌آلود شد، برگ چرا زرد شد، چه بکنیم برای زمستانی که گاز قطع می‌شود، چه بکنیم با خانی که هیچ‌وقت از آن عاج خانی پایین نمی‌آید. این دُم‌کلفت‌ها که می‌گویند، دمُشان را کجا کلفت کردند! و من همهٔ این‌ها را به غزل و قصیده برده‌ام که البته خمی هم به ابرو آمد و اوقات بسیاری تلخ شد که چرا چنین تلخ و گزنده و به تعبیری بعضی‌ها می‌گویند، «عجب طنز تلخی» که ما هم می‌گوییم، «عجب حقیقت شیرینی».

کاست‌ها
کیوس گوران تا به حال اشعار خود را به زبان مازندرانی در ۳مجموعه منتشر نموده. این ۳مجموعه به ترتیب با نام‌های «مازرون۱»، «مازرون۲» و «چل سال عاشقی» پخش شده‌اند. نخستین اثر وی مازرون نام داشت و موجب گشت تا کیوس به پشتیبانهٔ آن، کاست دوم خود را با نام مازرون۲ منتشر کند؛ ولی این مجموعه با استقبال چندانی روبرو نشد و موسیقی انتخابی و شعر با هم نمی‎ساختند و تنظیم‎ها به شعرها نمی‌خورد. سپس سومین آلبوم اشعار کیوس پس از وقفه‌ای چندساله وارد بازار گشت و این یکی هم با استقبال خوبی مواجه گردید. چل سال عاشقی بر خلاف دو آلبوم نخست او، که توسط فرهنگخانه مازندران پخش شده‌بود، از سوی انتشارات مهرآوا منتشر گردید. انتشارات مهرآوا همراه با مجموعهٔ آثار، کتابچه‌ای نیز پخش نمود که شامل متن ترانه‌ها و ترجمه‌هایشان به فارسی می‌گشت.

آلبوم شعر ویژگی‌ها ترانهٔ ادغام شده مدت اجرا توضیحاتی پیرامون شعر
مازرون۱ مازرون وصف ترانه‌های گروه شواش جمعأ ۶۰ دقیقه وصف طبیعت و زیبایی‌های تبرستان



آقا مدیر داستان تمثیلی داستان مدیری که ابتدا در روستا تدریس می‌کرد ولی با تغییرنظام آموزشی وی به شهر رفت و مدتی بعد بازنشسته گشت و به کنج اتاق افتاد و مریض شد.
دادخواهی وصف و نقد وصف حال کنونی جامعه و انتقاد از بعضی سنگ‌اندازی‌ها
دشمن دانا… طنز سیاسی هجو ابیات و نقد به شکل طنز
توانا بود… طنز و نقد
تعزیه داستان تمثیلی داستانی از یک مرد که درحال تعزیه نقش امام‌حسین را داشت و درعین حال شمر را واقعأ کُشت زیرا اینگونه می‌پنداشت که آن مرد واقعأ شمری است که امروزه هم وجود دارد.
مازرون۲ مرد نکونام تمثیلی جمعأ ۶۰ دقیقه  
مه تجن وصف یاداوری اوضاع مردمان دوران‌های گذشته
پییز وصف/تمثیلی  
ته صدا تمثیلی  
داغ ویشه داستان تمثیلی  
نواجش غمناک یک نوع شعر است که پس از مرگ عزیزان می‌خوانند
بهار وصف وصف نمودن حال و هوای بهار
ترک مشق و دفتر داستان داستانی از زندگی کیوس گوران در زمان تحصیلاتش
در سوگ آق مدیر داستان تمثیلی ادامهٔ داستان زندگی آق مدیر در آلبوم مازرون۱
شعر عاشقانه رمانتیک وصف عشق از دیدگاه شاعر
چل سال عاشقی چل سال عاشقی وصف ورف سما و نجما ۱۳:۰۰ وصف چهل سال زندگی ِکیوس گوران
مشتی برارجان داستان تمثیلی صبح بهار ۲۰:۵۶ کیوس گوران این شعر را برای یکی از دوستانش سرود که پس از بازنشستگی به اروپا کوچید تا نزد فرزندانش بماند.
برمه بکن انتقادی همدم جان ۷:۲۰ انتقاد گوران از وضع کنونی خویش و همدردی وی با مردم
من و مه دل نقد سیاسی لالایی ۷:۱۵ انتقاداتی از سیاست‌های غلط
مازرون وصف وطن ۸:۳۰ وصف طبیعت و زیبایی‌های تبرستان
خصوصیات اشعار
قالب اشعار گوران برخلاف دیگر شاعران مازندرانی، بسیار متنوع است و پر از آرایه‌های ادبی می‌باشد. وی از قالب‌های غزل، قصیده، مثنوی، نیمایی و دو‌ بیتی استفاده می‌نماید. در اشعار وی که اکثرأ به صورت طنز و تمثیلی می‌باشند، می‌توان به‌راحتی مضامین بسیاری را یافت، وی انتقادات بسیاری را نیز به همین شکل منتقل می‌کند.

در اشعار وی کمتر از واژه‌های دخیل فارسی استفاده می‌شود و اغلب دستور زبان تبری نیز پایدار است. استعاره گرفتن از ابزار و وسایل زندگی گذشتگان یا طبیعت مازندران، به اوضاع کنونی جامعه و سیاست‌های حکومتی موجب زیبایی آن می‌گردد. همچنین در نوشته‌های گوران اغلب طنز به چشم می‌خورد و تقریبأ این طنز را همه‌جای شعرش می‌توان یافت.




نویسه جدید وبلاگ

بنیاد فرهنگ مهر آمل (مرکز آمل شناسی)


مرکز آمل شناسی نهادی کاملا غیر سیاسی بوده است. این نهاد، مرکزی پژوهشی، فرهنگی، هنری و .... به شمار می رود. انتخاب اعضاء یا هیئت علمی آن در بتدا تشکیل و فعالیت از سوی مدیر عامل بنیاد فرهنگ مهر آمل (جناب استاد هومند) صورت گرفته، اما از این پس انتخاب و معرفی و همکاری با مرکز آمل شناسی، از سوی اعضاء هیئت علمی حاضر و از سوی دانش آموختگان، فرهیختگان، فرهنگیان و پیشکسوتان جامعه فرهنگ و هنر آمل، از میان استادان عالیقدر دانشگاه و مدرسان برجسته در رشته های گوناگون و مرتبط و نیز از میان برخی از پژوهندگان و هنرمندان صاحب آثار ارزشمند علمی، فرهنگی و هنری و ... با تایید مدیر عامل بنیاد فرهنگ مهر آمل خواهد بود.

مرکز آمل شناسی متشکل از چند کمیته است که هریک از آن ها بر اساس سر عنوان موضوعی مستقل، فعالیت می کنند. هر کمیته دارای مدیر یا سرپرست دانش آموخته با عنوان ( عضو هیئت علمی ) می باشد

من هم به عنوان عضو هئیت علمی این مرکز و سرپرست کمیته میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی از دوستانی که مایل به همکاری با این مرکز هستند دعوت به همکاری می کنم.

اطلاعات مربوط به بنیاد فرهنگ مهر آمل از طریق وبسایت این مرکز www.BFAMOL.com می توانید دریافت کنید و فرم های مربوط به عضویت در این بنیاد را پر نموده و به عضویت مرکز آمل شناسی در آیید.






گزارش تخلف
بعدی